السيد محمد حسين الطهراني

26

معاد شناسى (فارسى)

طورى عنايت كرد ، اجزاء بدن و اعضاء و جوارح را طورى آفريد ، قوا و استعدادهاى ما را طورى تعيين فرموده و تنظيم نمود ، كه تمام اين جهات مىتوانند ، اگر در يك شرائط خاصّى قرار گيرند ، معانى كلّيّه‌اى را ادراك كنند به اذن خدا و به تجلّى او و به قوّه و حول او و به رحمت او ، و سپس آن معانى را به قالب الفاظ در آورده ، مرتّباً و منظّماً القاء نمايند . و در هر حال خداوند بر همهء اين امور سيطره دارد ، و اين معانى و اين الفاظ نيز از معدن وجود و علم او بر اين فكر افاضه ميگردد و به خارج سرايت مىكند . اين است معناى اذن ، و اگر آن نباشد هزار سال هم بگذرد لب قدرت تكان خوردن را ندارد ، و چون حركت كند به اذن خدا بوده است . يعنى چه ؟ يعنى تا تمام اسباب و شرائطى را كه خداوند مقرّر فرموده حاصل نشود ، و سپس ارادهء حضرت او به ايجاد موجودى از اين اسباب و شرائط و مُعِدّات تعلّق نگيرد ، اذن خدا پيدا نشده است . فرض كنيد : ما ساعتى درست مىكنيم ، برايش شيشه ميگذاريم ، چرخ دنده ميگذاريم پاندول و عقربه و فنر ميگذاريم و تمام جهات را در آن مراعات مىكنيم ؛ امّا اين ساعت هنوز كار نمىكند چرا ؟ چون يكى از پيچهايش خوب محكم نشده است . آن شرط آخرين كه آمد و پيچ محكم شد ، ساعت به كار مىافتد .